Thursday, June 3, 2010

پدرم هیچ وقت دانشگاه نرفته بود پس خیلی مهم بود که من تحصیلات دانشگاهی داشته باشم. بعد از دانشگاه از تلفن راه دور به او زنگ زدم و گفتم : حالا چی؟

پدرم نمی دانست.

وقتی که بیست و پنج سالم شد و کار پیدا کردم، راه دور، گفتم حالا چی؟ پدرم نمی‌دانست، پس گفت، زن بگیر.

من یک پسر سی ساله ام و هنوز نمی دانم که آیا چاره ی کارم یک زن دیگر است یا نه.
   
fight club

 

No comments: