فهمیدنش سخت نبود
دوستاشو دو دسته کرده بود
cool وun-cool
اولش تو دسته رفقای کولش بودم
با اونا می رفتیم کافه وخونه اینو اونو اینا
بعد یه چند ماه دیگه منو با اونا قاطی نکرد
تقریبا یه سالی می شد
حالا منو اونو یه سری آدمای دیگه می رفتیم سینما
آدمای دیگه آدمای کجوکوله چاق و بعضا زشت و کثیف
واز نظر اجتماعی مشکل داری بودند
که زیاد هم مثل قبلی ها آدم رو نمی خندوندند
ولی من کوتا نیومدم
باهاش نخوابیدم
حالا هم که کلا همو نمی بینیم
No comments:
Post a Comment