رسید که خونه، مقنعه شو انداخت
عینکِ شو با دقت گذاشت رو میز
و
کیفشو محکم کوبوند به دیوار،
جیغ کشید
زار زد
ناله کرد
گریه کرد
و حتی زجه کشید
هق هق کرد
رفت جلو آینه
آرایش کرد
آماده شد تا به کلاس بعدیش برسه
عینکِ شو با دقت گذاشت رو میز
و
کیفشو محکم کوبوند به دیوار،
جیغ کشید
زار زد
ناله کرد
گریه کرد
و حتی زجه کشید
هق هق کرد
رفت جلو آینه
آرایش کرد
آماده شد تا به کلاس بعدیش برسه
1 comment:
محشر بود
Post a Comment