با عصبانیت دستش رو کوبوند رو داشبرد و یه سری حرف بی ربط زد...شدیداً احساس می کرد آدم متفکریه !
*
مرد واقعا درک نمی کرد اون چی میگه... فقط خواسته بود سر صحبت رو وا کنه
راهنما زد تا چند متر دیگه بپیچه
خواست چیزی بگه...
صداشو پایین تر آورد تا ملایم به نظر برسه
نتیجه کلمات درهمی بود که با تق تق راهنما آمیخته شده بود
بی معنی
فرمونو پیچوند
در مانده شده بود
فرمونوراست کرد
خودشو جمع کرد
این دفعه هم تلاشش بی نتیجه بود
حرفی نبود که بزنه
سرعتو کم کرد
*
"زیر پل پیاده میشم"
ماشینونگه داشت، حرفی هم نزد
در محکم بسته شد
مرد نفسشو به آرامی بیرون داد
راحتر نشست و متوجه شد حالا که جند روزی تنهاست میتونه تفریحات متنوع تری داشته باشه
*
اونطرف تر
درست زیر پل ترا فیک بدترشده بود
بلاخره یه ماشین انتخاب کرد
اصولا دوست نداشت اولش سر قیمت بحث کنه
سعی کرد مو ضوع رو عوض کنه
*
مرد واقعا درک نمی کرد اون چی میگه... فقط خواسته بود سر صحبت رو وا کنه
راهنما زد تا چند متر دیگه بپیچه
خواست چیزی بگه...
صداشو پایین تر آورد تا ملایم به نظر برسه
نتیجه کلمات درهمی بود که با تق تق راهنما آمیخته شده بود
بی معنی
فرمونو پیچوند
در مانده شده بود
فرمونوراست کرد
خودشو جمع کرد
این دفعه هم تلاشش بی نتیجه بود
حرفی نبود که بزنه
سرعتو کم کرد
*
"زیر پل پیاده میشم"
ماشینونگه داشت، حرفی هم نزد
در محکم بسته شد
مرد نفسشو به آرامی بیرون داد
راحتر نشست و متوجه شد حالا که جند روزی تنهاست میتونه تفریحات متنوع تری داشته باشه
*
اونطرف تر
درست زیر پل ترا فیک بدترشده بود
بلاخره یه ماشین انتخاب کرد
اصولا دوست نداشت اولش سر قیمت بحث کنه
سعی کرد مو ضوع رو عوض کنه
1 comment:
kheili.avazesh.kardam...hala.rahat.taram.bahash
Post a Comment