با خودش نشسته و فکر می کنه
احتمالا اشتباه کرده
آره...
بازم ک-س مغز بازی در آورده
یه کم میخنده
reverse
رو میزنه,اونقدر فشار می ده تا به همون لحظه برگرده
ایندفعه میاد جلو موسی و یه چیز دیگه می گه
سعی میکنه همه چی از رو برنامه ریزی باشه
...اگه دوباره خراب نکنه
***
بر میگرده از خستگی خودشو می ندازه رو کاناپه
یکم مشروب میخوره
به سلامتی تنها بودن
....
زنگ میزنه مریم بیاد
نمی تونه تنهایی تحمل کنه...حتما باید ماجرارو واسه کسی تعریف کنه
***
رو کاناپه درازکشیده
لبخند می زنه
...داره فکر میکنه خدا بودن چه خوبه
احتمالا اشتباه کرده
آره...
بازم ک-س مغز بازی در آورده
یه کم میخنده
reverse
رو میزنه,اونقدر فشار می ده تا به همون لحظه برگرده
ایندفعه میاد جلو موسی و یه چیز دیگه می گه
سعی میکنه همه چی از رو برنامه ریزی باشه
...اگه دوباره خراب نکنه
***
بر میگرده از خستگی خودشو می ندازه رو کاناپه
یکم مشروب میخوره
به سلامتی تنها بودن
....
زنگ میزنه مریم بیاد
نمی تونه تنهایی تحمل کنه...حتما باید ماجرارو واسه کسی تعریف کنه
***
رو کاناپه درازکشیده
لبخند می زنه
...داره فکر میکنه خدا بودن چه خوبه
No comments:
Post a Comment