Wednesday, January 7, 2009

موهاش بهم ریخته بود
همون هیکل
همون مدل لباس
همونطور هم گیج میزد
هیچ چیز تغییر نکرده بود
انگار 5 سال پیش همون موقع که رفتم , ورش داشتن پیچیدنش دور زرورق کردنش توجعبه
الانم درش آوردن
فقط موهاش خیلی بهم ریخته بود
یه لبخندی بهم زد و گفت :
"فکرشو میکردم... بزرگ شی خوش تیپ تر هم میشی"
سبک شدم
می تونستم همون موقع خودمو از پنجره بندازم پایین

No comments: