Monday, August 18, 2008

کوچک زیباست

: سوپ گوشت با استخوان
تخته رو بر میداریم
انگشتامو میزارم روش
با چاقوی تیز
شروع به بریدن میکنیم...خب
خانم های خانه دار باید مواظب باشن
درست کردن همچین سوپی شاید اولش
همراه با کمی دردو خونریزی فراوان باشه
برای همین توصیه میکنیم سعی کنن خونی که میریزه رو توی ظرفی بریزن
در برنامه های بعدی می تونیم از اون به عنوان سس استفاده کنیم
همونطور که داریم انگشتارو تکه تکه میکنین دقت میکنم که تکه ها هم اندازه باشه
بعد از دو سه تکه دستم بی حس شده...دیگه هیچ دردی نداره
شروع میکنم...5 تای دست اول تموم شد
هر کدام 3 قسمت...حالا دست راست...خون زیاده
آشپز خونه پر شده
تو قابلمه می گذاریم آب بجوشه,وقتی آب به جوش اومد انگشتارو توش میریزیم
دقت کنین حتما قبلش انگشتاتونو شسته باشین
تو آب نمک به مقدار دو قاشق می ریزیم
زرد چوبه یک قاشق
کمی زعفران (اختیاری)8
و فلفل
میگذاریم 1 ساعت بجوشه تا طمع زمخت گوشب آدم رو از دست بده
....بعد از 1 ساعت انگشتامو در میارم و نا خونارو از توش میکشم بیرون
لاک صورتی داره صورتی کم رنگ...مثل ناخن بچه ها
آب و خون آبه های تو قابلمه رو می شو ریم
دو باره آب میکنیم, می گذاریم رو گاز
سبزیجات لازم با ادویه رو اضافه میکنیم
در آخر انگشتارو میریزیم توش
باید 2 ساعت بجوشه تا خوب جا بیفته
سوپ رو تو کاسه میریزم
میارم تا مامان بخوره
قاشق اول رو میزاره تو دهنش
مممممممممممم_
چه خوشمزس دخی!!ا_
چیکارش کردی!؟_
من فقط لبخند میزنم
فقط نمی دونم چرا...یکم مزه ی خون میده_
....با خودم فکر میکنم
شاید به خا طر رب اش باشه
به دستام نگاه می کنم
حالا خیلی کوچکتر از قبل دیده میشن
خیلی خیلی کوچیک...
و
کوچک اصلا زیبا نیست

1 comment:

Al said...

big is good, big is reliable